2-1-5- مفاهیم مدیریت دانش20
2-1-5-1- داده21
2-1-5-2- اطلاعات21
2-1-5-3- دانش22
2-1-6- مکاتب مدیریت دانش23
2-1-6-1- مکتب اقتصادی23
2-1-6-2- مکتب سازمانی23
2-1-6-3- مدیریت دانش و مدیریت استراتژیک24
2-1-7- مدل های طبقه بندی دانش24
2-1-7-1- مدل زعیم و تاتگلو24
2-1-7-2- مدل هی سیگ25
2-1-7-3- مدل بکمن 25
2-1-7-4- مدل بکوویتز و ویلیامز26
2-1-7-5- مدل نوناکو و تاکوچی26
2-1-8- مدل فرایندهای مدیریت دانش در تحقیق حاضر27
2-2- بخش دوم: عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش28
2-2-1-مدل های زیرساخت مدیریت دانش28
2-2-1-1- مدل پژوهشی گلد28
2-2-1-2- مدل یه و لایی و هو30
2-2-1-3- مدل پژوهشی لی و چویی30
2-2-2- فرهنگ سازمانی32
2-2-2-1- ابعاد فرهنگ36
2-2-2-2- ابعاد فرهنگ سازمانی37
2-2-2-3- نقش و اهمیت فرهنگ سازمان?38
2-2-2-4- آثار فرهنگ سازمان?38
2-2-3- فناوری اطلاعات39
2-2-3-1- کارکرد های فناوری اطلاعات41
2-2-3-2- ابعاد فن آوری اطلاعات43
2-2-4- منابع انسانی44
2-2-4-1- نقش منابع انسان? در استراتژ?ها? مد?ر?ت دانش45
2-2-4-2- انگیزه برای تلاش های دانش محور46
2-2-4-3- ارتباط بین مد?ر?ت دانش و مد?ر?ت منابع انسان?46
2-2-5- ساختار سازمانی48
2-2-5-1- ابعاد ساختار50
2-2-5-2- ساختار و مدیریت دانش53
2-4- بخش چهارم: پیشینه تحقیق57
2-4-1- پژوهش های خارجی57
2-4-2- پژوهش های داخلی59
فصل سوم. روش اجرای تحقیق
3-1- مقدمه63
3-2- روش تحقیق63
3-3- جامعه آماری و نمونه آماری64
3-4- روش نمونه گیری65
3-5- فرآیند اجرایی پژوهش68
3-6- روش و ابزار گردآوری اطلاعات69
3-6-1- تحقیقات میدانی69
3-7- روایی و پایایی پرسشنامه70
3-7-1- روایی پژوهش70
3-7-2- تعیین پایایی پرسشنامه71
3-8- تکنیک های آماری مورد استفاده73
3-8-1- آمار توصیفی73
3-8-2- آمار استنباطی73
فصل چهارم. تجزیه و تحلیل داده‌ها
4-1- مقدمه75

4-2- توصیف متغیرهای جمعیت شناختی76
4-2-1- جنسیت پاسخگویان76
4-2-2- سن پاسخگویان77
4-2-3- سابق خدمت پاسخگویان78
4-2-4- نوع استخدام پاسخگویان79
4-2-5- میزان تحصیلات پاسخگویان80
4-3- توصیف متغیرهای تحقیق81
4-3-1- توصیف متغیر استقرار مدیریت دانش81
4-3-2- توصیف متغیر ساختار سازمانی82
3-3- توصیف متغیر فرهنگ سازمانی83
4-3-4- توصیف متغیر فناوری اطلاعات84
4-3-5- توصیف متغیر مدیریت منابع انسانی85
4-4- بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها86
4-5- آزمون فرضیه های تحقیق87
4-6- خلاصه فصل91
فصل پنجم. نتیجه‌گیری
5-1- مقدمه93
5-2- نتایج آمار توصیفی93
5-3- نتایج بررسی فرضیات تحقیق94
5-4- نتیجه گیری95
5-5- پیشنهادات97
5-5- پیشنهادات اجرایی مبتنی بر نتایج تحقیق99
5-6- پیشنهادات برای تحقیقات آتی99
5-7- محدودیت های تحقیق100
منابع و مآخذ101
پیوست 107
“فهرست جداول”
عنوان صفحه
جدول 2-1- عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش55
جدول 2-2- عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش56
جدول 3-1- تخصیص نمونه به واحدهای منتخب بر اساس نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای64
جدول 3-2- جامعه آماری(شامل گروه اصلی و شرکت‌های تابعه)66
جدول 4-1- توزیع فراوانی و درصد جنسیت پاسخگویان76
جدول 4-2- توزیع فراوانی و درصد سن پاسخگویان77
جدول 4-3- توزیع فراوانی و درصد میزان سابقه خدمت پاسخگویان78
جدول 4-4- توزیع فراوانی و درصد نوع استخدام پاسخگویان79
جدول 4-5- توزیع فراوانی و درصد میزان تحصیلات پاسخگویان80
جدول4-6- توصیف متغیر مدیریت دانش81
جدول4- 7- توصیف متغیر ساختار سازمانی82
جدول4- 8- توصیف متغیر فرهنگ سازمانی83
جدول4- 9- توصیف متغیر فناوری اطلاعات84
جدول4- 10- توصیف متغیر منابع انسانی85
جدول 4-11- نتایج آزمون کولموگراف-اسمیرنوف86
جدول 4-12- ضریب همبستگی بین استقرار دانش و مدیریت منابع انسانی87
جدول 4-13- ضریب همبستگی بین استقرار مدیریت دانش و ساختار سازمانی88
جدول 4-14- ضریب همبستگی بین استقرار مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی89
جدول 4-15- ضریب همبستگی بین استقرار مدیریت دانش و فناوری اطلاعات و ارتباطات90
“فهرست اشکال”
عنوان صفحه
شکل 2-1- عوامل موثر بر موفقیت مدیریت دانش29
شکل 2-2- مدل زیر ساخت مدیریت دانش یه و لایی و هو30
شکل 2-3- مدل لی و چویی32
شکل 3-1 فرایند اجرایی پژوهش68
“فهرست نمودارها”
عنوان صفحه
نمودار 2-1- مدل استقرار مدیریت دانش56
نمودار 4-1- هیستوگرام جنسیت پاسخگویان76
نمودار 4-2- هیستوگرام سن پاسخگویان77
نمودار 4-3- هیستوگرام میزان سابقه خدمت پاسخگویان78
نمودار 4-4- هیستوگرام نوع استخدام پاسخگویان79
نمودار 4-5- هیستوگرام میزان تحصیلات پاسخگویان80
نمودار4-6- هیستوگرام متغیر مدیریت دانش81
نمودار4-7- هیستوگرام متغیر ساختار سازمانی82
نمودار4-8- هیستوگرام متغیر فرهنگ سازمانی83
نمودار4-9- هیستوگرام متغیر فناوری اطلاعات84
نمودار4-10- هیستوگرام متغیر منابع انسانی85
چکیده
امروزه دانش مهمترین و با ارزشترین سرمایه هر سازمان میباشد. تغییرات سریع و رشد روزافزون، هر سازمانی را بر آن میدارد تا برای بقاء تمام تلاش خود را در مدیریت دانش بهکار گیرد. از آنجائی که نرخ شکست پروژه های مدیریت دانش قابل توجه است، شناخت عوامل موثر در اجرای موفقیت‌آمیز مدیریت دانش می تواند سازمان ها را در نیازسنجی، برنامه ریزی، اجرا و استقرار مدیریت دانش یاری دهد تا احتمال شکست پروژه های مدیریت آن کاهش یابد. چنانچه دانش به صورت اصولی مدیریت نشود و دانش فردی به دانش جمعی تبدیل نگردد، نمی‌توان آن را به عنوان رکن توسعه قلمداد کرد. یکی از ملزومات مدیریت دانش، شناسایی و فراهم آوردن زیرساخت‌های آن است. سازمان‌ها برای انجام مأموریت‌ها و دستیابی به اهداف خود دارای منابع و دارایی‌های متعدد می‌باشند که برخی از آن‌ها برای کسب مزیت رقابتی سازمان، نقش محوری دارند. دانش برای تمام سازمان‌ها، از جمله‌ی این منابع و دارایی‌ها؛ به طوریکه صاحبنظران علم مدیریت، دانش را جایگزین نهایی تولید، ثروت و سرمایه‌ی پولی می‌دانند.
این دانش، در رویه‌ها، دستورالعمل‌ها، دیدگاه‌ها، اقدامات و تصمیمات سازمانی مستتر است و زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که به محصولات و خدمات ارزشمندی تبدیل شود.
در این پژوهش که هدف اصلی آن بررسی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در شرکت های تولیدی استان گیلان است، برای جمع آوری داده ها و بررسی فرضیه ها از روش میدانی استفاده شده که به این منظور 240 پرسشنامه در اختیار کارکنان شرکت های تولیدی استان گیلان قرار گرفت و سپس از آنان خواسته شد بر طبق طیف پنج گزینه ای لیکرت (کاملا مخالفم تا کاملا موافقم ) به هر یک از سوالات پاسخ دهند. برای تأیید روایی و پایایی پرسشنامه، از روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ استفاده شد. جامعه پژوهش را کارکنان لیسانس به بالای این شرکت های تولیدی تشکیل داده اند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی (با استفاده از جداول توزیع فراوانی) و آمار استنباطی (با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن، تحلیل واریانس و آزمون رگرسیون) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده در این تحقیق در سطح اطمینان 95 درصد نشان می دهد که بین مولفه های فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات، منابع انسانی و ساختار سازمانی با استقرار مدیریت دانش رابطه معناداری وجود دارد.
واژگان کلیدی : ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات، منابع انسانی و مدیریت دانش
1-1- مقدمه
امروزه دانش به عنوان مهمترین و با ارزشترین سرمایه هر سازمانی میباشد. تغییرات سریع و رشد افزون، هر سازمانی را بر آن میدارد تا برای بقاء، تمام تلاش خود را در مدیریت دانش بهکار گیرد. مدیریت دانش به دنبال دانش ، فرد ، تجربیات ، ارزش افزوده کارکنان و نیز پیاده سازی بازیابی و نگهداری دانش ، به عنوان دارایی های سازمان است به گفته “پیتر دراکر” راز موفقیت سازمان در قرن 21 همان مدیریت دانش است. در واقع، دانش تنها منبع در سازمان است که در اثر استفاده، نه‌تنها از ارزش آن کاسته نشده؛ بلکه بر ارزش آن نیز افزوده می‌شود. بنابراین مدیریت سازمان ها باید با تکیه بر دانایی برتر، امکان اتخاذ تصمیمات معقول تر در موضوعات مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانش را پیدا کنند . (قره بیگلو و همکاران، 1391: 3).
این دانش در رویه‌ها، دستورالعمل‌ها، دیدگاه‌ها، اقدامات و تصمیمات سازمانی مستقر و مستتر است و زمانی اهمیت بیشتر می‌یابد که به محصولات و خدمات ارزشمندی تبدیل شود(رضاییان و احمدوند، 1389: 22).
با توجه به پیچیده شدن محیط کسب و کار، رشد تکنولوژی، نو و بدیع بودن علم سازمان ها، مدیران به طور روزافزون تلاش می کنند، دریابند چگونه سازمان های خود را کارآفرین، منعطف و خلاق سازند تا باعث رشد و موفقیت سازمان هایشان شوند، زیرا اگر ایده نو وارد سازمان ها نشود، رو به زوال می روند (طاهری و همکاران، 1389: 46).
به منظور کسب موفقیت در محیط سازمانی-رقابتی امروز ، شرکت ها نیازمند آن هستند که از اشتباهات گذشته خود درس بگیرند و آن ها را تکرار ننمایند. مدیریت دانش، ارایه کننده نگرشی سنجیده و اصولی برای تضمین به کار گیری کامل دانش پایه سازمان همراه نیروی بالقوه مهارت ها و شایستگی ها، افکار، نوآوری ها و ایده های فردی به منظور ایجاد سازمانی موثرتر و پویاتر می باشد(زرگرپور و همکاران،1392،7).
سازمان های زیادی امیدوار هستند که با اجرای مدیریت دانش در امور کسب و کارشان بتوانند سرمایه های مجازی خود را مدیریت کنند و منافع موجود را تقویت نمایند. با این وجود تصمیم گیری برای اجرای مدیریت دانش اغلب برای سازمان ها سخت می باشد اما حفظ و زوال یک سازمان می تواند به این تصمیم وابسته باشد.(سالاری وهمکاران، 1390،3) این تحقیق برای بررسی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در شرکت های تولیدی استان گیلان صورت گرفته است.
1-2- بیان مساله
در حال حاضر مدیریت دانش به موضوعی مهم برای هر دو بخش تئوری و عملی تبدیل شده و به کارگیری آن در سالهای اخیر در سازمانها شتاب چشمگیری یافته است ولی موفقیت در اجرای آنها کمتر به چشم می‌خورد در اینجاست که نیاز به درک بهتری از پیش شرط ها وزیر ساخت های لازم جهت استقرار صحیح مدیریت دانش احساس می شود (خلیفا و لیو، 2003)
اساس رقابت سازمانی در اقتصاد کنونی از منابع ملموس و غیر ملموس پیشین به دانش تبدیل شده و از طرفی دیگر تمرکز سیستمهای اطلاعاتی نیز از مدیریت اطلاعات به مدیریت دانش تبدیل گردیده است. کسب وکارهایی که بتوانند به صورت کارآ دانش موجود در سازمان خود را کسب کنند و از آن در راستای فرآیندهای کسب وکار استفاده نمایند، محصولات و خدمات این کسب و کارها از مزیتهای رقابتی مناسبی در بازار برخوردار خواهند بود.. بسیاری از سازمانها به عنوان کسب وکارهای دانش مدار مطرح می باشند که مدیریت دانش در آنها اساس کار را تشکیل می دهد. امروزه سازمان هایی که رقابت مندی در بازار را موضوع محوری برای خود قلمداد می کنند، مدیریت دانش را به عنوان یکی از فعالیت های مطرح برای اثر بخشی فعالیت هایشان در نظر می گیرند از سوی دیگر از آنجائی که نرخ شکست پروژه‌های مدیریت دانش قابل توجه است، شناخت عوامل اساسی موفقیت می تواند کسب وکارها را در نیازسنجی، برنامه ریزی، اجرا و پیاده سازی مدیریت دانش یاری دهد تا احتمال شکست پروژه های مدیریت دانش کاهش یابد. اهمیت و کاربرد اصلی عوامل اساسی موفقیت مدیریت دانش در این است که با شناسایی و نظارت بر این عوامل، سازمان می تواند به پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش اطمینان داشته باشد. بنابراین، هر فعالیتی که سازمان در پیاده سازی مدیریت دانش انجام می دهد باید پیشاپیش بررسی گردیده و برنامه ریزی برای عملکرد مطلوب و مناسب در عوامل موفقیت را انجام داده باشد(طالبی و ترکمانی،1390،17-1)
مدیریت دانش یک ابزار مدیریتی است که بوسیله برخی از شیوه ها و تکنیک ها، مجموعه ای از اصول با هدف ایجاد، تبدیل، انتشار و استفاده از دانش، معرفی می شوند (تنریوردی1، 2005: 325). از جمله مزایای فراهم شده توسط دانش می توان به شناسایی و خلق ایده های ارزشمند، تجاری سازی ایده ها و ارزش ایجاد شده توسط آن اشاره کرد (یانگ و چن2، 2007، 97). امروزه سازمان هایی که دارای مزیت رقابتی پایدار هستند، به موفقیت بالاتری در بازار دست پیدا می کنند (بچینا3، 2005:99). چوی4 و همکاران (2008) بیان می کنند که در شرایط کنونی، مزیت رقابتی پایدار تنها با بکارگیری دانش برای نوآوری به دست می آید (چوی، 2008، 235). به همین دلیل امروزه، دانش یک دارایی ارزشمند سازمانی به حساب می آید که نیازمند مدیریت است. هسته اصلی مدیریت دانش، کسب دانش مناسب برای افراد مناسب در زمان و ساختار مناسب است (مدهوشی و ساداتی5، 2010، 393). هرچند که روش های استقرار مدیریت دانش دائما در حال بهبود است، اما در دنیای امروزی، در دستور کار بسیاری از مدیران قرار گرفته است (قالمق و همکاران، 1391). برای پیاده سازی مدیریت دانش می توان 8 عملیات را پیشنهاد کرد: شناسایی فرآیند، طراحی و برنامه ریزی فرآیند، اجرا و پیاده سازی فرآیند، تسهیل فرآیند، نظارت بر فرآیند، آنالیز و تجزیه و تحلیل فرآیند، اصلاح و بهبود اشکالات فرآیند، اسقاط و کناره گذاری فرآیند (ادواردز6، 2011). از سوی دیگر، در هنگام اجرای برنامه مدیریت دانش باید نسبت به عواملی که در برنامه خلل ایجاد کرده و میزان موفقیت آنرا دچار نقص می کنند نیز آگاه بود. برخی از موانع پیش روی استقرار مدیریت دانش عبارتند از: عدم درک درست مدیران نسبت به مدیریت دانش، عدم موفقیت در تطبیق تلاش های مدیریت دانش سازمانی با اهداف استراتژیک سازمان، عدم وجود فضای باز برای ابراز عقاید و ایده های جدید، عدم انگیزه و اعتماد به مدیریت دانش و …(کامرو7، 2012). طبق شواهد، با عدم شناخت موانع استقرار مدیریت دانش، بسیاری از طرح هایی که سازمان ها برای توسعه و بهره برداری از منابع دانشی خود ارائه می کنند، ناموفق بوده است که این امر موجب فرسودگی دانش سازمان، از بین رفتن منابع دانشی سازمان و کاهش بهره وری نیروی کار می گردد. در این شرایط، سازمان در دستیابی به قدرت رقابتی و ایجادد نوآوری در سازمان با مشکل مواجه شده و حیات سازمان دچار مخاطره خواهد شد (آدریان8، 2012). در هر صورت، امروزه سازمان ها به این نتیجه رسیده اند که با پیاده سازی مدیریت دانش می توانند از ظرفیت های فکری شان در جهت بهبود عملکرد سازمانی استفاده کنند. البته اجرای اثربخش مدیریت دانش مستلزم توجه به زیرساخت ها یا عوامل کلیدی است که نقش کاتالیزور دارند و موجب تسهیل و توانمندی آن می گردند (نجف بیگی و همکاران، 1390، 150). بنابراین سازمان ها هنگام طراحی و اجرای مدیریت دانش بایستی از زیرساخت های مورد نیاز آن اطمینان حاصل کنند. این زیرساخت ها، عوامل توانمندساز، تسهیل کننده و فعالیتهایی هستند که در پیاده سازی مدیریت دانش حیاتی تلقی می شوند (راستوگی9،2000: 49-39). اینکه چه عاملی موجب موفقیت استقرار مدیریت دانش در سازمان ها می شود، پرسش مهمی است که پژوهشگران مدیریت را به خود مشغول داشته است. برخی فقط به عوامل داخلی و خارجی اشاره کرده اند و برخی دیگر نیز عوامل سیاسی، اجتماعی و … را دخیل دانسته اند. اما اکثر محققان، چهار عامل “فرهنگی، سازمانی، تکنولوژیکی، منابع انسانی” را از عمده ترین و تاثیرگذارترین فاکتورها بر استقرار مدیریت دانش ذکر کرده اند (دانش فرد و شهابی نیا، 1389). با این تفاسیر و با توجه به اهمیت موضوع، هدف تحقیق حاضر، عوامل موثر بر مدیریت دانش در شرکت های تولیدی استان گیلان است. لذا به منظور دستیابی به هدف مورد نظر، سوال پژوهشی ذیل مطرح گردیده است: “عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در شرکت های تولیدی استان گیلان کدامند؟”.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-3- ضرورت انجام تحقیق
امروزه مدیریت دانش به عنوان یک موضوع مهم و حیاتی درسازمان مطرح شده است. سازمانها بر این باورند که به کارگیری سیستم های مدیریت دانش می تواند به برتری بلند مدت خود در عرصه های رقابتی ادامه دهد. صاحبنظران مدیریت سازمانی به این نکته اشاره دارند که اگر سازمانی به راحتی نتواند شکل صحیحی از سیستم های مدیریت دانش را در جایگاه مناسب خود به کار برد، در عرصه های رقابتی جهانی با مشکل مواجه خواهد شد. اما مدیریت دانش هنوز هم رشته نسبتا” جوانی است وبا وجود هزاران نشریه در بسیاری مناطق، اختلاف بین متخصصان مختلف مدیریت دانش وجود دارد.با این حال به مدت طولانی این توافق کلی وجود داشته است که انجام مدیریت دانش آسان نیست. واینکه هیچ راه حل متناسب برای همه و هیچ روش واحد برای اینکه اجرای مدیریت دانش بتواند دریک سازمان موفق شود، وجود ندارد.
چند سال پیش مدیریت دانش و به تبع آن سیستم‌های مدیریت دانش به عنوان بزرگترین پدیده بعد از مهندسی مجدد و TQM پا به عرصه وجود گذاشتند. مدیریت دانش با نوآوریها و ابداعات در مهارتهای مدیریتی و یادگیری سازمانی نقاط مشترک بسیاری دارد. ابتدا مدیریت دانش بر سیستم‌های اطلاعاتی متمرکز بود و سپس نیروی خود را به روی توسعه سازمانی، مدیریت سرمایه هوشی فکری و مهارتهای مدیریتی تغییر داد. در اواخر دهه 1990 نیز یادگیری اجتماعی، فهم سازمانی، نوآوری سیستماتیک و مدیریت تغییر به عنوان موضوعاتی برتر در مدیریت دانش مطرح گردیدند. بابررسی و تحلیل دانش واهمیت ویژگیهای آن در حیطه عملکرد سازمانهــــا می توان دریافت که برخورداری از دانش و اطلاعات روزآمد برای ادامه حیات سازمانها به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است. به خصوص اگر روند تغییر و تحولات دانش در جامعه به دقت مورد ارزیابی واقع شود. این نتیجه هم حاصل می شود که جامعه فراصنعتی امروز جامعه ای اطلاعاتی است که در آن به تدریج فناوریهای نیروافزا جای خود را به فناوریهای دانش افزا می دهند. (احمدپور ،1381).
در سال های اخیر، سازمان ها و شرکت های مختلف پیوستن به روند دانش را آغاز کرده اند و مفاهیم جدیدی چون کار دانش، دانش کار، مدیریت دانش، وسازمان های دانش، خبر از شدت یا فتن این روند می دهند. پتر دراکر با بکار گیری این وا‍ژگان خبر از ایجاد نوعی جدید از سازمان ها می دهد که در آن ها به جای قدرت بازو، قدرت ذهن حاکمیت دارد.(دانش فرد و شهابی نیا، 1388،1)
در کشورهای پیشرو در اقتصاد جهانی اهمیت دانش به عنوان یک منبع در مقایسه با سایر منابع چنان افزایش یافته که به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده استاندارد زندگی است.انقلاب دانشی در کاهش فاصله بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند.در برنامه چهارم توسعه کشور هم دانش را از محور های اساسی می دانند.
و دانش عنصری است برای کاهش فاصله بین کشورهای پیشرفته و در حال توسعه مورد توجه سازمان های بین المللی و دولت های ملی قرار گرفته است(حسن زاده،1386،3). اغلب سازمانهای بزرگ امروز دریافته اند که بخاطر مهارتها و تجارب نیروی انسانی شان موفق خواهند بود و نه بخاطر سیستم های فیزیکی و مکانیکی، و اگر نتوانند سطح علمی و تخصصی نیروهای انسانی در سازمان را بالا ببرند قطعاً از بازار جهانی کنار گذشته خواهند شد.(اژدری، 2010)
منافع مدیریت دانش هم در دو سطح فردی و سازمانی به کارکنان این امکان را میدهد مهارت ها و تجربیات خود را با هم ترکیب کنند تا به رشد حرفه ای دست یابند این منافع در سطح سازمانها منفعت عمده ای از قبیل افزایش کارایی,بهره وری,کیفیت و نوآوری دارد تا ارتقاء یابد.(حسن زاده، 1389).
پژوهشگری که قصد توسعه دانش خاصی را دارد ابتدا باید پژوهش هایی که تاکنون در گذشته انجام شده است را شناسایی و مطالعه کند. این کار به محقق کمک می کند تا بینش وسیع تری از مطالعه ی تحقیقات گذشته و روند فعلی پژوهش در موضوع مورد نظر خود را به دست آورد.(خاکی،1386)
1-4- چارچوب نظری تحقیق
جهت پاسخگویی به سوال و بررسی چگونگی روابط میان هر یک از متغیرها، از مدل زیر که برگرفته از مدل ارائه شده توسط لی و چویی (2000) است، استفاده شده است. در این تحقیق به بررسی چهار عامل فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات پرداخنه ایم. فرهنگ سازمانی به عنوان ارزش های غالب که به وسیله یک سازمان حمایت می شود توصیف شده است یا فلسفه ای که خط مشی سازمان را به سمت کارکنان و مشتریان هدایت می کند و یا ارزش هایی که به کمک آنها کارها و امور روزمره سازمان انجام می پذیرد یا پیش فرض ها و باور های بنیادی که بین اعضا سازمان مشترک هستند(الوانی و دانایی فرد، 1392،368) با توجه به ماهیت اثرگذار فرهنگ در موفقیت اجرای مدیریت دانش در سازمان داونپورت (1998) اظهار می کند که سازمان ها باید از تناسب فرهنگ خود با فعالیت های مدیریت دانش اطمینان حاصل کنند.(علوی و لبندر (2001)) نیز در مطالعه ی خود درباره ی استقرارمدیریت دانش در سازمان دریافتند که عوامل موفقیت تسهیم دانش در سازمان به صورت تنگاتنگی با فرهنگ سازمانی در ارتباط است بدون پذیرش فرهنگی، سرمایه گذاری در سایر زیر ساخت ها با فناوری هایی که برای استقرار مدیریت دانش به کار گرفته می شود، اثر بخش نخواهند بود (گالبندز ، 2006).
فناوری اطلاعات در تعریف محدودش به سخت افزار و نرم افزارهای کامپیوتری و به مشخصات فیزیکی مانند الکترونیک، دیجیتال ، چاپگر، ارتباطات از را دور، پردازشگر ها و… مربوط می شود..(مقیمی، رمضان، 1392،171).
فناوری های اطلاعات دو قابلیت عمده برای مدیریت دانش دانش را فراهم می کنند : اول به وسیله آشکار کردن دانش می توانند یک سیستم خبره و یا پشتیبانی تصمیم گیری را ایجاد کنند و دوم کمک می کند که افراد با تخصص های ویژه در جریان فعالیت یکدیگر قرار گیرند و امکان ارتباط سریع آن ها فراهم شود. (منوریان و همکاران،1386)
ساختار سازمانی تصریح می کند که وظایف، چگونه تخصیص داده شوند، چه شخصی به چه کسی گزارش دهد و سازوکارهای هماهنگی رسمی و همچنین الگوهای تعاملی سازمانی که باید رعایت شوند کدامند؟ (الوانی، دانایی فرد، 1391،22) پـرداختن بـه مدیریت دانش بدون ساختار مناسب و حمایتی امکان پذیرنیست . سازمانها باید ساختارهایی را بپذیرند که به آنها اجـازه دهـد تـا حـد امکان دانش بیش تری را خلق و انتقال دهند. ساختار سازمانی بر جریان اط?عات و هـم چنـین بـر محـیط و ماهیـت تعـام?ت انسـانی تأثیر میگذارد و منجر به ایجاد مزیت رقابتی در اقتصاد دانایی میگردد.( رحمان سرشت و همکاران، 1390،31)
در عصر دانش، اغلب سازمان ها درک کرده اند که موفقیت آنها نه به دلیل دارایی های فیزیکی بلکه به خاطر تجارب و مهارت کارکنان میباشد. سازمان ها متوجه شده اند که دانش آنها در مورد نحوه انجام دادن امور به عنوان یک دارایی مهم تلقی می شود که بایستی مانند دیگر دارایی های ارزشمند سازمان، این دارایی را نیز اداره کرد(واتسون،2003)
1-5- هدف اصلی
هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در شرکت های تولیدی استان گیلان می باشد.
1-6- اهداف فرعی
1. سنجش میزان تاثیرفناوری اطلاعات بر استقرار مدیریت دانش می باشد.
2. سنجش میزان تاثیر ساختار سازمان بر استقرار مدیریت دانش می باشد.
3. سنجش میزان تاثیر منابع انسانی بر استقرار مدیریت دانش می باشد.
4. سنجش میزان تاثیر فرهنگ سازمانی بر استقرار مدیریت دانش می باشد.
5. توصیف متغیرها و اصل تحقیق
1-7- فرضیات اصلی تحقیق
بر اساس اهداف تعریف شده فرضیه های زیر متصور است:
فرضیه 1 : بین فرهنگ سازمانی با استقرار مدیریت دانش رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه 2 : بین ساختار سازمانی با استقرار مدیریت دانش رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه3 : بین توانایی منابع انسانی با استقرار مدیریت دانش رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه4 : بین فناوری اطلاعات با استقرار مدیریت دانش رابطه داری معنی وجود دارد.
1-8- تعریف مفهومی متغیر های تحقیق
در این بخش به تعریف متغیر های تحقیق می پردازیم:
1-8-1- ساختار سازمانی
چارچوبی است که مدیران برای تقسیم و هماهنگی فعالیت‌های اعضای سازمانی آن را ایجاد می‌کنند که سازمان بر اساس آن بنا می‌شود و منعکس کننده اهداف و برنامه ها است (بن موسی،10 2009). ساختار یکی از اجزای سازمان است که از عنصر پیچیدگی، رسمیت، و تمرکز تشکیل شده است. ساختار سازمانی تصریح می کند که وظایف، چگونه تخصیص داده شوند، چه شخصی به چه کسی گزارش دهد و سازوکارهای هماهنگی رسمی و همچنین الگوهای تعاملی سازمانی که باید رعایت شوند کدامند؟ ساختار در بیشتر کتاب ها از سه بعد تشکیل شده است.
پیچیدگی، حدود تفکیک درون سازمانی را نشان می دهد. حدی که یک سازمان برای جهت دهی رفتار کارکنانش، به قوانین، مقررات و رویه ها متکی است رسمیت نام دارد. تمرکز، به جایی که اختیار تصمیم گیری در آنجا متمرکز است، اشاره دارد. (الوانی، دانایی فرد، 1391،22)
1-8-2- فرهنگ سازمانی
مقصود از فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود. یک سیستم که اعضای ان دارای استنباط مشترک(از ان) هستند، از مجموعه ای ویژگی های اصلی تشکیل شده است که سازمان به انها ارج می نهد و برای انها ارزش قائل است. (رابینز، 1389،372)
1-8-3- فناوری اطلاعات
یکی از زیر ساخت های مدیریت دانش فناوری اطلاعات می باشد.از دیدگاه متخصصان، ظهور مدیریت دانش ریشه در پیشرفت تکنولوژی اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی دارد. بر اساس دیدگاه لیبوویتز(2001) مدیریت دانش به طور قطعی ریشه در مهندسی دانش دارد. تکنولوژی اطلاعات ابزارهای جدیدی برای بهتر انجام دادن فعالیت های ساخت سرمایه دانشی در اختیار قرار داده است.(محمدی فاتح، سبحانی، محمدی،1390،59)
1-8-4- منابع انسانی
امروزه یکی از بارزترین مولفه های موفقیت سازمان ها در گرو نقشی است که منابع انسانی می تواند ایفا کند ، سرمایه انسانی بالاترین و با ارزشترین سرمایه و بزرگترین دارایی هرسازمان و کشوری محسوب می شود، اگر چه در هیچ ترازنامه و حساب سود و زیانی آورده نمیشود ولی نتیجه سود و زیان سازمانها را رقم می زند، تنها سرمایه‌ای است که با استفاده بیشتر کاهش نیافته و بصورت فزاینده توسعه پیدا می‌کند کلید توسعه سازمانها و کشورها نیروی انسانی کارآمد است. (یعقوبی، 1388)
1-8-5- مدیریت دانش
مدیریت دانش، فرایند سیستماتیک منسجمی است که ترکیب مناسبی از فناوری های اطلاعاتی و تعامل انسانی را به کار می گیرد تا سرمایه های اطلاعاتی سازمان را شناسایی،مدیریت و تسهیم کند.(فاتح وهمکاران ،1390،16-15)
1-9- تعریف عملیاتی متغیر های تحقیق
در این بخش به تعریف عملیاتی متغیرها می پردازیم:
1-9-1- فرهنگ سازمانی
آینه تمام‌نمای ویژگی‌ها، خصلت‌ها، قوت ها و ضعف های یک سازمان بوده و چهره آنرا از نظر پایبندی‌های کارکنان به ارزش‌ها، اصول، باورها، نگرش‌ها و سایر اعتقادات مربوطه نشان می دهد(یینگ و بن احمد،11 2009).
1-9-2- ساختار سازمانی
ساختار یکی از اجزای سازمان است که از عنصر پیچیدگی، رسمیت، و تمرکز تشکیل شده است. دراین تحقیق ابعاد رسمیت و تمرکز مورد توجه می باشد.
1-9-3 – فناوری اطلاعات
شامل محدوده وسیعی از اختراعات و رسانه های ارتباطی است که سیستمهای اطلاعاتی و افراد را به همدیگر مرتبط می کنند، مانند ایمیل، کنفرانس صوتی و ویدئویی، اینترنت و نرم افزارها و سخت افزارها (طبرسا و اورمزی، 1387)
1-9-4 – منابع انسانی
مهمترین سرمایه دانشی یک سازمان بوده و منبع خلاقیت در آن به شمار می آید، زیرا افزایش قابلیت های کارکنان تاثیر مستقیمی بر بهبود نتایج مالی سازمان دارد(ابیسکرا و گادری،12 2004). در این تحقیق استخدام و تخصص، و یادگیری منابع انسانی مورد مطالعه قرار گرفته است.
1-10- مدیریت دانش
استقرار مدیریت دانش: شامل مجموعه فرآیند اکتساب، حفظ، تولید، بکارگیری و اشتراک دانش است(هانگ و همکاران، 2011).
1-11- قلمرو تحقیق(زمانی، مکانی ، موضوعی)
قلمرو موضوعی: قلمرو موضوعی این تحقیق در مورد مدیریت دانش است.
قلمرو مکانی: قلمرو مکانی این تحقیق شرکت های تولیدی استان گیلان هستند
قلمرو زمانی: قلمرو زمانی این تحقیق نیز بازه زمانی اسفند 92 تا شهریور 93 است.
مقدمه
اهمیت توان مدیریت کردن دانش به صورت فزاینده ای در اقتصاد دانش جهان امروز در حال افزایش است. ایجاد و توزیع دانش از عوامل حیاتی در حیطه رقابت به شمار می آیند. اکنون دانش به عنوان یک کالای ارزشمند شناخته می شود، کالایی که تولیدات( به ویژه تولیدات با فن آوری مدرن و بالا) و در دانش ضمنی کارمندان بسیار فعال یافت می گردد( زرگرپور و همکاران،1392،6)
سازمان هایی که دانش خود را مدیریت می کنند به سطح بالایی از بهره وری دست می یابند. سازمان ها با دسترسی بیشتر به دانش کارکنان خود می توانند تصمیمات بهتری اتخاذ کنند، فرایند ها را بهینه سازی کنند، از تکرار کار ها کاسته و بر نوآوری خود بیافزایند و در نهایت یکپارچگی و همکاری خود را ارتقا بخشند(حسن زاده،1386،38)
زیر ساخت های مدیریت دانش به عنوان ستون فقرات مدیریت دانش مورد توجه قرار گرفته اند و تقریبا همه ی سازمانهایی که مدیریت دانش را با موفقیت به کارگرفته اند به نیاز و اهمیت وجود زیر ساختی حمایتگر و اشکار برای پشتیبانی از نظام مدیریت دانش به خوبی واقفند، لذا این واقعیت که کارایی و اثر بخشی کاربرد مدیریت دانش در سازمان نیازمند وجود زیرساخت هایی قوی و مناسب است تایید می شود (زعیم و تاتگلو ، 2007) .
در فصل دوم این تحقیق مبانی نظری و پیشینه تحقیق در بخش های گوناگون بررسی شده است. در بخش اول به مدیریت دانش، تعاریف، مدل های طبقه بندی دانش و… پرداخته شده است. در بخش دوم نیز به بررسی عوامل موثر بر استقرار دانش که در اکثر پژوهش ها استفاده شده پرداخته شده است. عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش در این تحقیق فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، فناوری اطلاعات و منابع انسانی انتخاب شده است. در بخش سوم نیز مدل مفهومی تحقیق و ماتریسی از پژوهش های پژوهشگران در این عرصه آمده است و در انتهای فصل نیز به بررسی پژوهش های پیشین درباره مدیریت دانش پرداخته شده است.
2-1- بخش اول : مدیریت دانش
در سال های اخیر ، مدیریت دانش به موضوع بحث محافل علمی و عرصه های علمی تبدیل شده است. جوامع علمی و عملی هر دو بر این باورند که سازمان ها با قدرت دانش می توانند برتری های بلند مدت خود را حفظ نمایند. امروزه چشم انداز های رقابتی سازمان ها نشان دهنده تاثیرات این دیدگاه ها در عرصه های استراتژیک سازمان های تجاری است اگر سازمانی به راحتی نتواند شکل صحیح دانش را در در جایگاه مناسب آن تشکیل دهد در عرصه های رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد( سرلک و فراتی ،1387،214). اساسی ترین مشخصه سازمان های هوشمند قرن 21، تاکید بر دانش و اطلاعات است. برخلاف سازمان های گذشته، سازمان های امروزی دارای تکنولوژی پیشرفته بوده و نیازمند تسخیر، مدیریت و بهره برداری از دانش و اطلاعات به منظور بهبود کارایی، مدیریت و پیگیری تغییرات پایان ناپذیر هستند (فاتح و همکاران، 1390،9).
2-1-1- تعاریف مدیریت دانش
در واقع مدیریت دانش با بهره برداری و توسعه دانش متعلق به سازمان ها در جهت اهداف آنها در ارتباط است(داونپورت ودیلانگ،1998).
مدیریت دانش، فرایند سیستماتیک منسجمی است که ترکیب مناسبی از فناوری های اطلاعاتی و تعامل انسانی را به کار می گیرد تا سرمایه های اطلاعاتی سازمان را شناسایی،مدیریت و تسهیم کند.(فاتح وهمکاران ،1390،16-15)
مدیریت دانش به صورت خلق، به اشتراک گذاشتن، استفاده از دانش جهت ارتقای عملکرد سازمان تعریف می شود. (سالاری و همکاران،1390،3)
مدیریت دانش، رویکردی یکپارچه به ایجاد، جذب و ضبط، سازماندهی، دسترسی و بهره گیری از دارایی های فکری یک سازمان می باشد( گری، 1996)
مدیریت دانش ابتکاری تازه برای تبدیل الگوهای نظام اطلاعاتی از رویکرد پردازش داده و ارائه اطلاعات به رویکرد گردآوری و استفاده از دانش در سازمان هاست که از به کارگیری و تخصص و مهارت انباشته در ذهن و روایای پنهان افراد تا تبدیل آنها را به منابع مکتوب و مدرن را شامل می شود(مختاری و یمنی فر،1383).
مدیریت دانش فرآیندی است که از طریق آن ما نسبت به مدیریت دارایی های انسان مدار خویش اقدام می نماییم : بدین معنی که نقش ویژه مدیریت دانش حفاظت و رشد بخشیدن به دانش موجود نزد افراد و در صورت امکان انتقال این دارایی به حالتی که بتوان آن را به شکل ساده تری با دیگر کارمندان در داخل شرکت به اشتراک نهاد می باشد( بروکینگ،1999،154).
مدیریت دانش فرایندی است که کمک می کند تا سازمان ها،انتخاب،سازماندهی،پخش دانش و تجربه را برای کسب مزیت رقابتی دنبال کنند.دانش یک ساختار انسانی دارد که نمی تواند خارج از ذهن یک فرد وجود داشته باشد و شانل تفکر در یک زمینه مملو از اطلاعات است.همچنین می گویند دانستن،عملی انسانی است، برای اینکه می گویند دانش در انسانی وجود دارد که می داند.دانش شامل دانش رسمی،الگو ها،قوانین،برنامه ها و رویه ها،مهارت ها و تجربه افراد است (موسی خانی و همکاران،1389).
مدیریت دانش،عبارت است از بکارگیری اطلاعات درست برای افرادی که نیاز دارند و در زمان مورد نیاز،به افراد کمک می کند تا دانش را ایجاد و پخش کنند و بر اساس آن عمل نمایند(هولم،2001،).
از نظر گوپتا،مدیریت دانش فرآیندی هست که به سازمان ها کمک می کند تا مهم ترین مهارت ها و اطلاعات مورد نیاز و ضروری را برای انجام فعالیت هایشان انتخاب،سازماندهی و توزیع کنند و انتقال دهند(گوپتا،2002).
یک تعریف مناسب از مدیریت دانش در برگیرنده دریافت و حفظ دانش به همراه ارزشگذاری دارایی های فکری می باشد. مدیریت دانش، هماهنگی سنجیده و اصولی افراد یک سازمان، تکنولوژی، فرایند ها و ساختار سازمانی به منظور افزودن ارزش از طریق استفاده مجدد و نو آوری می باشد. این گونه هماهنگی از طریق ایجاد، به اشتراک گذاری و به کارگیری دانش و نیز وارد کردن درس های گرفته شده ارزشمند و بهترین تجارب در حافظه سازمان ها به منظور افزایش و تقویت یادگیری سازمانی مداوم صورت می گیرد(زرگرپور،1392،8).

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید